آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
53
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
و نواحى مجاور آن آبادى و عمران فوق العاده داشت . جنگجويان چادرنشين ، وقتىكه به اين ناحيه ميآمدند ، در زندگى سكنه آن تغيير بسيارى وارد نميگرديد . حكومت محل بدست عده قليلى از رؤساى طوايف بيگانه ميافتاد ، اما تمدن بومى در آن عده نفوذ ميكرد . به همين جهت آثار تمدن يونانى در طى قرون متمادى با آثار تمدن ايرانى و هندى مخلوط و آميخته ماند و اقوام آرام اين سرزمين در تحت تسلط حكومتهاى پىدرپى خارجى بتجارت خود مشغول بودند و از اين راه سود بسيار بردند . كم اتفاق ميافتاد ، كه روابط تجارى قطع شود . امپراطوران چين ، به جهت تسهيل تجارت با ممالك غربى آسيا ، غالبا هيئتهائى از نمايندگان رسمى بممالك آسياى مركزى ميفرستادند . در خوارزم از قرن دوم قبل از ميلاد اقوام آئورس « 1 » را مىبينيم ، كه نويسندگان چينى آن را ينتسى « 2 » نوشتهاند . در طى قرن بعد اقوام آئورس به حركت درآمده ، رو بجانب غرب نهادند ، يعنى همان راهى را پيش گرفتند ، كه سابقا سكها و سرمتها گرفته بودند . بعد از نيمه اول سده نخستين پيش از ميلاد نام آئورس محو شد و آنان الان « 3 » خواندند و اين كلمه همان لفظ آريا مىباشد . كه در لهجه شمال ايران به اين صورت درآمده است . بعد از آنكه قبايل وحشى باروپا هجوم بردند ، قسمتى از طايفه الان به سمت غرب مهاجرت كرد و از آن قسمت ، كه در جنوب روسيه باقى ماند ، جز قوم اوست ، كه امروز در قفقاز ساكن است ، اثر ديگرى نمانده است . كمى بعد از وفات گوند فارس ، قندهار و پنجاب بدست يك سلسله از طايفه يوهچى افتاد ، كه آنها را از نژاد سكها نيز ميدانند و معروف به كوشانيان هستند . پادشاهان كوشان كوجوله كادفيزس « 4 » و ويمهكادفيزس « 5 » جانشين او تمام قلمرو يوهچيان و تخاريان را با قسمت اعظم مستملكات سكها به تصرف خويش درآوردند .
--> ( 1 ) - Aorse ( 2 ) - Yen - tsai ( 3 ) - Alan ( Alain ) ( 4 ) - Kudiula - Kadtises ( 5 ) - Vima - Kadtises